|
| |
آخرین پسوردهای به روز شده آنتی ویروس nod32 |
|
|
http://www.gigapars.com/eset-nod32-key/
يا
http://www.pastefa.com/page.php?id=6628
|
| |
آخرین پسوردهای به روز شده آنتی ویروس nod32 |
|
|
http://www.gigapars.com/eset-nod32-key/
يا
http://www.pastefa.com/page.php?id=6628
1. گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2. سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3. تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4. با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5. گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6. بیشتر دعا كنیم.
7. در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت كنیم.
8. هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9. لذت عطسه كردن را حس كنیم.
10. قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11. زیر دوش آواز بخوانیم.
12. سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم.
13. گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14. با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15. برای انجام كارهایی كه ماه ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی كنیم!
16. از تفكر درباره تناقضات لذت ببریم.
17. برای كارهایمان برنامهریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته شاید كار مشكلی باشد!
18. مجموعهای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمعآوری كنیم.
19. در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20. گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم.
21. گاهی از درخت بالا برویم.
22. احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23. گاهی كمی پابرهنه راه برویم!
24. بدون آنكه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
25. وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم.
26. در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا كنیم.
27. سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور دقیق گوش فرا دهیم.
28. رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم.
29. وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس كنیم.
30. زیر باران راه برویم.
31. كمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش كنیم.
32. قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.
33. چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34. اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
35. هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36. احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37. به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38. گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39. تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40. از دانسته های خود، دیگران را نیز در استفاده از آنها شریک بدانیم. ممكن است فردا دیر باشد.
| ||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||
كدام گزينه صحيح است :
1 - آنقدر به فكر جمع كردن پول بودم كه يادم رفت زندگي كنم
2 - آنقدر از زندگي لذت ميبردم كه يادم رفت پول جمع كنم
فروشی غرق تماشای کفش های رنگارنگ بود . آقایی
که شاهد این جریان بود بارامی دست پسر بچه را گرفت
و به داخل مغازه برد و برایش یک جفت کفش قشنگ
خرید . هنگام خداحافظی پسر بچه از او پرسید ببخشید
آقا شما خدایید ؟ او جواب دادنه پسرم من بنده خدا
هستم . پسر بچه گفت پس به هر حال معلومه که با
خدا نسبتی دارید !
به سلامتیِ درخت! نه به خاطرِ میوهش، به خاطرِ سایهش.
به سلامتیِ دیوار! نه به خاطرِ بلندیش، واسه اینکه هیچوقت پشتِ آدم رو خالی نمیکنه.
به سلامتیِ دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یکرنگیش.
به سلامتیِ سایه! که هیچوقت آدم رو تنها نمی زاره.
به سلامتیِ پرچم ایران! که سهرنگه. تخممرغ! که دورنگه. رفیق! که یهرنگه.
به سلامتیِ همه اونایی که دوسشون داریم و نمیدونن، دوسمون دارن و نمیدونیم.
به سلامتیِ نهنگ! که گندهلات دریاست.
به سلامتیِ ز نجیر! نه به خاطر اینکه درازه، به خاطر اینکه به هم پیوستس.
به سلامتیِ خیار! نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.
به سلامتیِ شلغم! نه به خاطر «شل»ش، به خاطر «غم»ش.
به سلامتیِ کرم خاکی! نه به خاطر کرمبودنش، به خاطر خاکیبودنش.
به سلامتیِ پل عابر پیاده! که هم مردا از روش رد میشن هم نامردا!
به سلامتیِ برف! که هم روش سفیده هم توش.
به سلامتیِ رودخونه! که اونجا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.
به سلامتیِ گاو! که نمیگه من، میگه ما.
به سلامتیِ دریا! که ماهی گندیدههاشو دور نمیریزه.
به سلامتیِ اون که همیشه راستشو میگه.
به سلامتیِ بیل! که هرچه قدر بره تو خاک، بازم برّاقتر میشه.
به سلامتیِ دریا! که قربونیاشو پس میآره.
به سلامتیِ تابلوی ورود ممنوع! که یهتنه یه اتوبان رو حریفه.
و در آخر
به سلامتیِ سرنوشت! که نمیشه اونو از سر نوشت.
فقر همه جا سر می کشد.
فقر گرسنگی نیست،
فقر عریانی هم نیست،
فقر گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان می کند،
فقر چیزی را " نداشتن" است، ولی آن چیز پول نیست ... طلا و غذا
نیست،
فقر ذهن ها را مبتلا می کند،
فقر بشکه های نفت را در عربستان تا ته سر می کشد،
فقر همان گرد و خاکی است که بر کتاب های فروش نرفته یک کتاب
فروشی می نشیند،
فقر تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را
خرد می کند،
فقر کتیبه سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند،
فقر پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته می
شود،
فقر همه جا سر می کشد،
فقر شب را "بی غذا " سر کردن نیست،
فقر روز را " بی اندیشه " سر کردن است.
امیری به شاهزاده خانمی گفت: من عاشق توام.
شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده
است.
امیر برگشت و دید هیچ کس نیست.
شاهزاده گفت: تو عاشق نیستی؛ عاشق به غیر نظر نمی کند.
کج دار و مریض یا کج دار ومريز؟
اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند کج دار و
مریض از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن رابا
مریضی مرتبط می دانند. این اصطلاح در اصل کج دار و مریز است. به معنای این که ظرف
را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد و نسبتی با مریضی ندارد.
رفتــم بـه سـر تـربت شمس تبـریـــز
دیــدم دوهــــزار زنگیــــان خونــریـــز
هر یک به زبان حال با من می گفت
جامی که به دست توست کج دار و مریز
امتحان هماهنگ کشوری شیمی1 پیش دانشگاهی- دی ماه 1384- نوبت صبح Size: 728 KB
امتحان هماهنگ کشوری شیمی1 پیش دانشگاهی- دی ماه 1384- نوبت بعد از ظهر Size: 724 KB
امتحان هماهنگ کشوری شیمی1 پیش دانشگاهی- اسفند 1384- جبرانی اول Size: 630 KB
مصرف مداوم سبوس گندم همراه با شير و ماست
مخصوصا صبح ناشتا يك عمر شمارا در مقابل
يبوست بيمه ميكند .(به نانوايي بربري برويد و
بگوئيد من سبوس نان براي خوردن ميخواهم همين
امروز ! اقدام كنيد اگر دير كنيد خيانت كرديد به
خودتان )
فلانی پشت سرت چیزی گفته است.
حکیم گفت:
در این گفته ات سه خیانت است.
شخصی را نزد من خراب کردی، فکر مرا مشغول کردی و خودت را نزد من خوار .
اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده است.
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي
بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين ان مارمولکي را
ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش
هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!! در يک قسمت تاريک بدون حرکت.
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو اين مدت چکار مي کرده ؟
چگونه و چي مي خورده ؟
همان طور که به مارمولک نگاه مي کرد يک دفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي ! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشق به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حدي
مي توانيم عاشق شويم اگر سعي کني...
خدايا ازمن بگير هر
آنچيزي را كه تو را ازمن
ميگيرد
بود که او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند) و
گفت : " مادرم قصد دارد
برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن
معبد دارد،خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را
نجات دهید."
شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست
و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با
چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره
کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی
کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.
شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست
دارد وچندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین
حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد
و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد.
شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ
داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را
قربانی کند، تابت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت
جاودانه ارزانی دارد.
شیوانا تبسمی کرد و گفت : " اما این دختر که عزیزترین بخش
وجود تو نیست. چون تصمیم به هلا کش گرفته ای. عزیزترین
بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او
تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق
نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را
از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی
کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور
بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد ! "
زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در
آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته
بود، به سمت پله سنگی معبد دوید.اماهیچ اثری از کاهن معبد
نبود!
می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف
ندید!!
هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست كه متوجه شویم كسی كه به آن
اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است...
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و
آن آگاهی است.
و تنها یک گناه و آن جهل است
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم،
فهمیدم که بیمارم ...
خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین
آمده.
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه
اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق
نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با
دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا
کرده بودم ...
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی
توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد
که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من
سخن می گوید نمی شنوم ...!
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره
رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس
تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده
است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
قبل از رفتنم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان
فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه برمی گردم به مقدار کافی عشق
بنوشم .
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده
مصرف کنم.
امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:
رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،
لـبخـندی بـه ازای هـر اشـک ،
دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،
نغمه ای شیریـن به ازای هـر آه ،
و اجـابتی نزدیک بـرای هر دعـا .
جمله نهایی
عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم'' را با '' آنچه
بايد باشم'' اشتباه مي کنم، خيال مي کنم آنچه بايد
باشم هستم ، در حالي که آنچه هستم نبايد باشم .
زنده یاد احمد شاملو
|
الفباي زندگي :
Accept - پذیرا باشیددیگران را همانگونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشدکه عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید. Break away - خودتان را جدا سازید خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید. Create - خلق کنید خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید. Decide - تصمیم بگیرید تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید. در آن صورت شادی راهش رابه طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد. Explore - کاوشگر باشید جستجو و آزمایش کنید. دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید. Forgive - ببخشید ببخشید و فراموش کنید. کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند. Grow - رشد کنید عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع رشد و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند. Hope - امیدوار باشید به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است،البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید. Ignore - نادیده بگیرید امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند. Journey سفر کنید به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن، امکانات جدید را آزمایش کنید. سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید. Know - آگاه باشید آگاه باشید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد. همانطور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید. Love - دوست بدارید اجازه دهید که عشق به جای نفرت، قلبتان را پر کند.. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد. Manage - مدیر باشید بر زمان مدیریت داشته باشید، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد. استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید. Notice - توجه کنید هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیریدو هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید. Open - باز کنید چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید،حتی در سخت ترین و بدترین شرایط، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد. Play - بازی و تفریح کنید فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید.بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع، مفهومی ندارد. Question - سوال کنید چیزهایی را که نمی دانید بپرسید، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید . Relax آرامش داشته باشید اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شودو به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد. Share - سهیم شوید استعدادها، مهارتها، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید،زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد. Try - تلاش کنید حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید.با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره می شوید. Use - استفاده کنید از استعدادها و توانایی هایتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید. استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شماپاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد. Value - احترام بگذارید برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند، ارزش قایل شویدو هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید. Warm - صمیمی باشید با اطرافیانتان صمیمی باشید و نگذارید فضای اخلاقیتان به سمت و سویی جز صمیمیت منتهی شود. X-Ray - اشعه ایکس با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید،در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید. Yield - اجازه دهید اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود.اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها سعادت واقعی را خواهید یافت . Zoom - تمرکز کنید زمانی که خاطرات تلخ، ذهنتان را پر کرده است سعی كنید با مثبت اندیشی به آینده فكر كنیدو بر خوشبختی كه در ادامه ی عمر در انتظارتان است تمركز كنید. |
اگر به جهان بگويي: سهم منو بده...
دنيا مانند پژواكي كه از كوه برمي گردد، به تو خواهد
گفت: سهم منو بده... و تو در كشمكش با دنيا دچار
جنگ اعصاب مي شوي.
اما اگر به دنيا بگويي: چه خدمتي برايتان انجام دهم؟، دنيا هم به
تو خواهد گفت: چه خدمتي برايتان انجامدهم؟
پس پاداش ما همان نتيجه اعمال و رفتار ما باديگران خواهد بود.
چند دلنوشته :
در خاك شد هركه در اين خاك زيست .
دوستم بدار شايد ديگر فردايي نباشد .
چشمان منتظر را گريان مكن خدايا .
سر سجاد ه ات دعايم كن مادر .
حيف كه جواني المثني ندارد ...
دنيا آچ قاپيني من چيخيم گديم !!!
اولین روز دبستان بازگرد کودکی ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی بابا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید باز هم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد و رنج و کار بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک می شدیم لا اقل یک روز کودک می شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن